پيراستن نفس از صفات رذيله و آراستن آن به صفات حميده
تزكيه از ماده «زـ ك ـ و» و در لغت به معناى استوار ساختن و دور كردن شئ از عيب و كاستى[1] و ايجاد رشد، بركت و طهارت[2] در آن يا به معناى دور دانستن شئ از عيوب و گواهى به پاكى و طهارت آن[3] است. برخى معناى اصلى تزكيه را كنار زدن نادرستيها از امور صحيح دانسته و ديگر معانى را از لوازم و آثار آن به حساب آورده[4] و افزودهاند: تفاوت تزكيه با تطهير و تهذيب در اين است كه در تطهير دستيابى به «طهارت» در برابر «رجس» و در تزكيه كنار زدن آنچه بايد كنار گذاشته شود و در تهذيب، حاصل شدن صلاح و خلوص، مورد نظر است.[5] البته به گفته برخى تزكيه مبالغه در تطهير است[6] وعدهاى هم گفتهاند: تطهير پيراستن و تزكيه آراستن است[7] و به عبارت ديگر تطهير بيرون راندن آلودگيها و پاك كردن شىء است تا آماده رشد و نمو گردد و تزكيه رشد دادن و به شكوفايى رساندن آن است.[8]
تزكيه در اصطلاح علم اخلاق عبارت از پاك كردن و پيراستن نفس از نقايص و صفات رذيله و آراستن آن به صفات پسنديده و كمالات نفسانيه است[9] و برخى براى آن مراحلى برشمردهاند؛ از جمله: 1. توبه؛ 2.مشارطه (شرط كردن با خود مبنى بر بازنگشتن به گناه)؛ 3. محاسبه؛ 4. معاتبه و معاقبه (عتاب و عقاب كردن نفس در صورتگناه).[10]
تزكيه به معناى پاك كردن يا پاك دانستن نفس از آلودگيها به صورتهاى گوناگون بيش از 20بار در قرآن به كار رفته و افزون بر آن از واژهها و موضوعات ديگر مرتبط با تزكيه نيز استفاده شدهاست. در اين موارد عمدتاً از مطالبى چون تزكيه هدف از بعثت پيامبران (بقره/2،129)، رستگارى و مخلّد بودن اهل تزكيه در بهشت (طه/20،76؛ اعلى/87،14) و عوامل، موانع، آثار و بركات تزكيه (توبه9/، 103؛ بقره/2،174؛ طه/20،75 ـ 76) سخن به ميان آمده است. اهميت تزكيه......
تبيين معرفت نفس از ديدگاه علّامه طباطبائى....
دروس معرفت نفس دفتر اول وذوم /حسن زاده آملي ، حسن ، 1307