چگونه عشق و محبت خدا را به دل وارد کنیم؟
چگونه عشق و محبت خدا را به دل وارد کنیم؟
*با فکر کردن به حب الله، میتوان به محبت خدا رسید
«اولی الالباب» از طریق تفکر به حب الله میرسند*
• حالا چهکار کنیم این محبت در دلِ ما بیاید؟ چون تغییر دادن دل خیلی سخت است و دلِ انسان به این سادگی تکان نمیخورد و حرف گوش نمیکند. امام صادق(ع) میفرماید: «جابجا کردن کوهها آسانتر از این است که قلبی بخواهد از جایش تکان بخورد؛ إزالَةُ الجِبالِ أهوَنُ مِن إزالَةِ قَلبٍ عَن مَوضِعِهِ» (تحف العقول/ص358)
• یکی از راهها برای اینکه محبت خدا در دلمان بیاید و عاشق خدا بشویم این است که آنقدر به محبت خدا فکر کنیم تا از طریق این تفکر، به حب الله برسیم؛ خیلی باید به این محبت فکر کنیم. کسانی هستند که خداوند در قرآن آنها را «اولی الالباب» صدا میزند، یعنی صاحبان اندیشه. «لُبّ» یعنی اندیشه و دستگاهی که آدم با آن فکر میکند. اولی الالباب یا صاحبان خِرَد چه کسانی هستند؟ امام صادق(ع) میفرماید: اولی الالباب کسانی هستند که با فکر کار میکنند. آنقدر فکر میکنند که از طریق تفکر به حب الله میرسند؛ «إِنَّ أُولِي الْأَلْبَابِ الَّذِينَ عَمِلُوا بِالْفِكْرَةِ حَتَّى وَرِثُوا مِنْهُ حُبَّ اللَّهِ»(کفایهالاثر/ص257)
• اگر میخواهی به محبت خدا برسی، با فکر کردن به حبالله میتوانی برسی. مگر تفکر انسان را به محبت میرساند؟ بله، تفکر میتواند تو را به حبالله برساند. مثلاً یک راهش این است که در جلساتی (به صورت هفتگی یا حتی روزانه) شرکت کنید که در آن از محبت خدا صحبت میشود. سعی کنید مدام فکرتان مشغول حبالله باشد، سرِ نماز هم فکرتان مشغول حبالله باشد و به این فکر کنید که اگر من خدا را دوست داشتم چه تحولی در دلم ایجاد میشد؟ خدایی که همۀ دوستداشتنیهای عالم را آفریده است، قطعاً خودش از همۀ آنها دوستداشتنیتر است. وقتی سر به سجده میگذارید یا به رکوع میروید، به این فکر کنید که خدایا! کِی میشود این در به روی من باز شود و من واقعاً تو را دوست داشته باشم. یعنی فکر و ذکرش را رها نکنید.
• حضرت در ادامۀ روایت فوق میفرماید: «وقتی که محبت خدا به قلب انسان برسد، قلبش نورانی میشود و لطف و مرحمت و عنایت خدا با سرعت به او میرسد و برکات زندگی، او را فرا میگیرد. وقتی برکت، وجودش را گرفت، او اهل حکمت میشود و با حکمت سخن میگوید. و وقتی که حکیم شد، صاحب بصیرت و تیزبینی خواهد شد، و با قدرت عمل خواهد کرد و به قدرت میرسد و بعد هفت آسمان را میشناسد و میفهمد و وقتی به این مرحله رسید، دیگر شهوت و محبتش صرف خالقش میشود، (یعنی نه تنها دیگر بین شهواتش و محبت خدا گیر نمیکند که کدام را انتخاب کند، بلکه اصلاً شهوتش در محبت خدا خواهد بود)؛ فَإِنَّ حُبَّ اللَّهِ إِذَا وَرِثَهُ الْقَلْبُ اسْتَضَاءَ بِهِ وَ أَسْرَعَ إِلَيْهِ اللُّطْفُ فَإِذَا نَزَلَ مَنْزِلًا صَارَ مِنْ أَهْلِ الْفَوَائِدِ فَإِذَا صَارَ مِنْ أَهْلِ الْفَوَائِدِ تَكَلَّمَ بِالْحِكْمَةِ فَإِذَا تَكَلَّمَ بِالْحِكْمَةِ صَارَ صَاحِبَ فِطْنَةٍ فَإِذَا نَزَلَ مَنْزِلَةَ الْفِطْنَةِ عَمِلَ فِي الْقُدْرَةِ فَإِذَا عَمِلَ بِهِ مَا فِي الْقُدْرَةِ عَرَفَ الْأَطْبَاقَ السَّبْعَةَ فَإِذَا بَلَغَ هَذِهِ الْمَنْزِلَةَ جَعَلَ شَهْوَتَهُ وَ مَحَبَّتَهُ فِي خَالِقِه»(کفایهالاثر/ص257)
*با فکر کردن به حب الله، میتوان به محبت خدا رسید
«اولی الالباب» از طریق تفکر به حب الله میرسند*
• حالا چهکار کنیم این محبت در دلِ ما بیاید؟ چون تغییر دادن دل خیلی سخت است و دلِ انسان به این سادگی تکان نمیخورد و حرف گوش نمیکند. امام صادق(ع) میفرماید: «جابجا کردن کوهها آسانتر از این است که قلبی بخواهد از جایش تکان بخورد؛ إزالَةُ الجِبالِ أهوَنُ مِن إزالَةِ قَلبٍ عَن مَوضِعِهِ» (تحف العقول/ص358)
• یکی از راهها برای اینکه محبت خدا در دلمان بیاید و عاشق خدا بشویم این است که آنقدر به محبت خدا فکر کنیم تا از طریق این تفکر، به حب الله برسیم؛ خیلی باید به این محبت فکر کنیم. کسانی هستند که خداوند در قرآن آنها را «اولی الالباب» صدا میزند، یعنی صاحبان اندیشه. «لُبّ» یعنی اندیشه و دستگاهی که آدم با آن فکر میکند. اولی الالباب یا صاحبان خِرَد چه کسانی هستند؟ امام صادق(ع) میفرماید: اولی الالباب کسانی هستند که با فکر کار میکنند. آنقدر فکر میکنند که از طریق تفکر به حب الله میرسند؛ «إِنَّ أُولِي الْأَلْبَابِ الَّذِينَ عَمِلُوا بِالْفِكْرَةِ حَتَّى وَرِثُوا مِنْهُ حُبَّ اللَّهِ»(کفایهالاثر/ص257)
• اگر میخواهی به محبت خدا برسی، با فکر کردن به حبالله میتوانی برسی. مگر تفکر انسان را به محبت میرساند؟ بله، تفکر میتواند تو را به حبالله برساند. مثلاً یک راهش این است که در جلساتی (به صورت هفتگی یا حتی روزانه) شرکت کنید که در آن از محبت خدا صحبت میشود. سعی کنید مدام فکرتان مشغول حبالله باشد، سرِ نماز هم فکرتان مشغول حبالله باشد و به این فکر کنید که اگر من خدا را دوست داشتم چه تحولی در دلم ایجاد میشد؟ خدایی که همۀ دوستداشتنیهای عالم را آفریده است، قطعاً خودش از همۀ آنها دوستداشتنیتر است. وقتی سر به سجده میگذارید یا به رکوع میروید، به این فکر کنید که خدایا! کِی میشود این در به روی من باز شود و من واقعاً تو را دوست داشته باشم. یعنی فکر و ذکرش را رها نکنید.
• حضرت در ادامۀ روایت فوق میفرماید: «وقتی که محبت خدا به قلب انسان برسد، قلبش نورانی میشود و لطف و مرحمت و عنایت خدا با سرعت به او میرسد و برکات زندگی، او را فرا میگیرد. وقتی برکت، وجودش را گرفت، او اهل حکمت میشود و با حکمت سخن میگوید. و وقتی که حکیم شد، صاحب بصیرت و تیزبینی خواهد شد، و با قدرت عمل خواهد کرد و به قدرت میرسد و بعد هفت آسمان را میشناسد و میفهمد و وقتی به این مرحله رسید، دیگر شهوت و محبتش صرف خالقش میشود، (یعنی نه تنها دیگر بین شهواتش و محبت خدا گیر نمیکند که کدام را انتخاب کند، بلکه اصلاً شهوتش در محبت خدا خواهد بود)؛ فَإِنَّ حُبَّ اللَّهِ إِذَا وَرِثَهُ الْقَلْبُ اسْتَضَاءَ بِهِ وَ أَسْرَعَ إِلَيْهِ اللُّطْفُ فَإِذَا نَزَلَ مَنْزِلًا صَارَ مِنْ أَهْلِ الْفَوَائِدِ فَإِذَا صَارَ مِنْ أَهْلِ الْفَوَائِدِ تَكَلَّمَ بِالْحِكْمَةِ فَإِذَا تَكَلَّمَ بِالْحِكْمَةِ صَارَ صَاحِبَ فِطْنَةٍ فَإِذَا نَزَلَ مَنْزِلَةَ الْفِطْنَةِ عَمِلَ فِي الْقُدْرَةِ فَإِذَا عَمِلَ بِهِ مَا فِي الْقُدْرَةِ عَرَفَ الْأَطْبَاقَ السَّبْعَةَ فَإِذَا بَلَغَ هَذِهِ الْمَنْزِلَةَ جَعَلَ شَهْوَتَهُ وَ مَحَبَّتَهُ فِي خَالِقِه»(کفایهالاثر/ص257)
+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و یکم اردیبهشت ۱۳۹۶ ساعت 11:23 توسط حسین کاظمی
|
مذهبی -عرفانی