استاد هادوی تهرانی:عوامل وراه های رسیدن به اجتهاد

حضرت استاد آیت الله هادوی تهرانی در سال تحصیلی جدید به  تبیین  یکی از دغدغه های مهم طلاب در امر تحصیل پرداختند، ایشان در این جلسه به چند سوال اساسی که معمولا ذهن  طلاب را به خود مشغول کرده است پاسخ دادند.

1-عوامل اجتهاد چیست؟چگونه یک طلبه می تواند مجتهد شود؟

2-در جامعه امروزی خواندن چه رشته های برای یک طلبه نیاز ومفید است؟

مشروح سخنان آیت الله هادوی:

تحصیلات یک طلبه ،از درس خارج شروع می شود وبقیه مقدمات تحصیلات است، تحصیلات، تازه شروع می شود، برخی گمان می کنند همین که به درس خارج رسیدند درسشان تمام شده است،درحالی که تحصیلات از خارج شروع می شود وبقیه مقدماتش است؛ هدف از تحصیلات حوزه اعم از مقدمات، سطح یک ،سطح دو و درس خارج  تربیت مجتهد است ؛اجتهاد اختصاص به فقه واصول ندارد بلکه در هر زمینه ی علمی یک طلبه می تواند مجتهد شود؛ هر چند امروزه اجتهاد در حوزه اختصاص به فقه واصول پیدا کرده است...


برخی از طلاب می پرسند که ما چگونه مجتهد شویم؟ من عوامل اجتهاد روبه دو گروه تقسیم می کنم:

الف:عوامل ظاهری   ب:عامل واقعی

عوامل ظاهری سه مورد است:

 1- استعداد شخصی، که به ظاهر انسان نمی تواند در استعداد شخصیش تاثیر بگذارد؛البته اشاره می کنم که تا حدی این امکان وجود دارد.

2- پشت کار؛ که عمده کسانی که در طول تاریخ حوزه موفق شده اند، از این عنصر برخوردار بودند.

3- توشه علمی

استعداد ظاهری؛استعداد امری خدادادی است، ولی ما برخی از استعدادهایمان را شکوفا می کنیم. معمولا ما از همه استعداد وظرفیت خود استفاده نمی کنیم، زیرا ظهور وبروز استعداد به آن عامل دوم یعنی« پشت کار» وابسته است ؛ وقتی کسی مداومت در یک زمینه ی داشته باشد، استعدادش در آن زمینه رشد پیدا می کند؛مثلا  کسی که استعداد نقاشی دارد، یک مرتبه همه ی استعدادش ظهور پیدا نمی کند ودفعه واحده  به یک نقاش بزرگ تبدیل نمی شود ، بلکه باید زحمت بکشد وپشت کارش را به کار بگیرد تا استعدادش رشد پیدا بکند. هر چند استعداد آدم ها با یکدیگر متفاوت است و اگر یکی تمام استعداش را استفاده کند ودیگری هم تمام استعدادش را به کار گیرد آن یکی بالاتر از این است. اما سخن این است که خیلی افراد از تمام استعدادشان استفاده نمی کنند.

یک سوالی که همیشه طلبه ها از من می پرسند این است که چه رشته ای بخوانیم که نیاز جامعه باشد و مفید باشد؟من در پاسخ می گویم که شما اصلا چکار دارید  که چه نیاز است! ویا چه مفید است، اصلا به این کاری نداشته باشید، هیچ وقت یک انسان به خاطر اینکه یک چیزی نیاز است یا مفید است نمی تواند در یک زمینه رشد واقعی پیدا بکند، بلکه شما در چیزی می توانید رشد پیدا کنید که به آن علاقمند باشید وبه چیزی علاقه پیدا می کنید ، که استعدادش را دارید. شما طبیعتا به چیزی کشش پیدا می کنید که استعداد آن را دارید ،وقتی استعداد داشتید علاقه هم پیدا می کنید؛ هر چه بیشتر تلاش می کنید استعدادتان بروز پیدا می کند وعلاقه تان هم بیشتر می شود، در این بستر است که شما موفق می شوید. با تکلّف که کسی نمی تواند موفق بشود، به زور که نمی شود. مثلا فردی که علاقه به فلسفه ندارد، استعداد فلسفه ندارد چون کسی به او گفته که فلسفه خیلی اهمیت دارد ونیاز جامعه می باشد، برود وفلسفه بخواند، آیا فیلسوف می شود؟مسلما فیلسوف نمی شود واگر هم بشود چیز بدرد بخوری نخواهد شد. در حالی که اگر همین فرد که استعداد وعلاقه به تاریخ دارد استعدادش را در آن زمینه بکار گیرد، یک مورخ قوی وتوانا خواهد شد. بنابراین در هر زمینه ای که علاقه دارید، سعی کنید استعدادتان را به کار بگیرید وامروز آن قدر کمبود و نیاز داریم که در هیچ زمینه ای نیست که ما به الکفایه داشته باشیم، ما نه مورخ به اندازه کافی داریم، نه مفسر به اندازه کافی داریم، نه فیلسوف به اندازه کافی داریم، نه فقیه به اندازه کافی داریم، حتی با اینکه گفته می شود حوزه ،حوزه فقه واصول است وفقه واصول خیلی زیاد است ،اما به اندازه کافی فقیه نداریم؛ هزاران مسئله فقهی که هنوز ابعادش روشن نیست، به خاطر همین مشکل است که ما به اندازه کافی فقیه نداریم.با فقه خواندن که انسان فقیه نمی شود، فقیه شدن غیر از فقه خواندن است، فیلسوف شدن غیر از فلسفه خواندن است، مورخ شدن غیر از تاریخ خواندن است، فرق دارد با همدیگر، اینکه شما مجتهد بشوی، بتوانی اظهار نظر کنی کار آسانی نیست ،وقتی تاریخ را نگاه می کنیم، به نظر من تعداد مجتهدین خیلی کم بوده است ،اینکه کسی آراء گذشتگان را دوباره بازخوانی کند مجتهد نمی شود، مجتهدی که بتواند حرفی بزند وبحثی را باز بکند، این را همیشه کمبود داشتیم و امروز نیز بیش از گذشته کمبود داریم. بنابراین در همه زمینه ها کمبود ونیاز هست وشما ببینید به چه علاقه دارید، اگر آن علاقه تان را دنبال کنید وزحمت بکشید به آن خواهید رسید.

یک وقتی مرحوم آخوند با سید صاحب عروه مباحثه ای داشت ،صاحب عروه فروعی را از جاهای مختلف فقه شاهد مثال می آورد،مرحوم آخوند در مقابل سید کم آورد، گفت: حافظه هم چیز خوبی است شما حافظه ات خوب است وشاهد مثال از این باب و آن باب می آوری!  مرحوم سید صاحب عروه در جواب آخوند گفته بود: این بحث حافظه نیست، بلکه بحث لنگ انداختن است.

مرحوم آخوند گفته بود لنگ انداختن چه ربطی دارد به بحث ما؛

 مرحوم سید گفته بود ما در گرما وتابستان نجف که نمی شد گرما را تحمل کرد، لباس ها را در می آوردیم ولنگ می بستیم، تا عرق که می کنیم، این لنگ عرق ما را بگیرد و می نشستیم مباحثه و بحث علمی می کردیم، لذا اگر من این قدر تسلط دارم، به خاطر آن کار وزحمتی است که کشیده ام ودلیلش حافظه نیست.

فقهای بزرگ زحمت می کشیدند؛ مرحوم آیت الله بروجردی در یک مدرسه ای طلبه بوده، یک مرتبه می بیند طلبه ها به اتاقش می ریزند ،می گوید چه شده، چرا به اتاق من آمدید، می گویند: آقا حجره ات آتش گرفته مگر تو نمی بینی !ایشان نگاه می کند می بیند، چراغی که در حجره اش بوده دود کرده وآتش گرفته وطلبه ها فکر کرده بودند که اتاق ایشان آتش گرفته؛ ایشان نقل  می کند که در آن هنگام من داشتم حاشیه بر عروه می زدم، واقعا چرا ایشان متوجه نشده! به خاطر اینکه ذهنش  حقیقتا درگیر بوده.

مهمترین مسئله ای که شما را مجتهد می کند، درگیری ذهنی شما است ؛اگر شما با مسئله ی فقهی یا مسئله  اصولی یامسئله تاریخی یا مسئله فلسفی ویا هر مسئله ای در هر جا که بودی درگیر نشدی، یعنی هر جا که بودی ذهنت به آن مشغول نبود ،نمی توانی آن طور که باید در آن رشد کنی، وقتی اینگونه ذهن شما درگیر شد، آن وقت شما متوجه می شوی و ابواب مسئله برای شما باز می شود ویک مسئله ای که خیلی پیچیده به نظر می رسید بر شما آسان می شود.

خدا رحمت کند آیت الله تبریزی رضوان الله علیه را ،برادرش در زیر تیغ جراحی از دنیا رفت، عده ای رفتیم خدمت ایشان برای عرض تسلیت، فاتحه ای خواندیم و تسلیت گفتیم ،همین که نشستیم آقای تبریزی گفت مسئلهٌ ؛اگر پزشکی بیماری را در زیر تیغ جراحی بکشد  وقبل از عمل جراحی هم  برگه ای تنظیم کرده باشد مبنی بر اینکه من ضامن نیستم، حکمش چیست؟بحث خیلی بالا گرفت ،هر کسی چیزی می گفت؛ وقتی که از منزل ایشان خارج شدیم به دوستان گفتم، فقیه، فقیه است دیگر؛ ما برای عرض تسلیت  به منزل ایشان رفته بودیم، نرفته بودیم که بحث علمی کنیم،اما فقیه در همه احوالات روحیه فقاهت را دارد ودرگیر مسئله فقهی است ،حتی در مراسم عزای برادرش درگیر مسئله فقهی بود، ولی ایشان هیچگاه ذهنش نسبت به مسائل فلسفی اینگونه درگیر نبود ،لذا اگر ایشان می خواست  فلسفه یا تاریخ بخواند، نمی توانست یک فیلسوف یا مورخ برجسته ای شود.

آیت الله شبیری، که خدا حفظ کند ایشان را ، از مفاخر شیعه محسوب می شود ومن توفیق خواندن رجال را در خدمت ایشان داشته ام، نقل می کنند ،وقتی ایشان جوان بود، به پدرشان می گوید ،من می خواهم فلسفه بخوانم، پدر ایشان سید احمد آقا  که از دوستان صمیمی امام خمینی (ره) بوده و ارتباط نزدیکی با امام داشتند، به فرزندشان می گوید: شما بروید خدمت حاج آقا روح الله ببینید ایشان چه می گوید؛ روزی ایشان به خدمت امام (ره)می رسد ،اتفاقا در مسیر راه امام را می بیند وبه امام می گوید من می خواهم فلسفه بخوانم،(نقل می کنند، من از خود ایشان نپرسیدم) که امام می ایستد ومی گوید: شما برو فقه بخوان، فلسفه نمی خواهد بخوانی! وامروز می بینیم که ایشان واقعا یک فقیه برجسته هستند، خصوصا در بخشی از کارهای مربوط به فقه چون رجال کم نظیر هستند؛ ایشان در حال حاضر حدود 90سال از عمرشان می گذرد ومن یقین دارم که حدود هشتاد سال است، دارند کار علمی انجام می دهند ودائم دارند این کار را انجام می دهند.

 اینگونه نیست که یک روزه ودو روزه ویک هفته ای انسان فقیه شود، برخی دو سال  که درس خارج می روند انتظار دارند که مجتهد شوند در حالی که اگر دوسال ،تمام روزهای سال وتمام ساعت ها را درس خارج بخوانی، ممکن است مجتهد نشوی! حال که در دو سال 200درس خارج رفتی وسر جلسه هم حواست اینجا وآن جاست واینکه چه بخریم وچه کرده ایم وکجا بوده ایم، اینگونه که مجتهد نمی شوی  بنابراین «پشتکار» خیلی مهم است وعمده کسانی که موفق شدند از این عنصر برخوردار بودند.

اما توشه علمی؛شما که وارد درس خارج می شوید اگر مقدمات وسطح را خوب خوانده باشید، بهره ی شما از یک درس خیلی بیشتر از آن خواهد بود که خوب نخوانده باشید؛اگر خوب نخوانده بودید، مجبورید بروید آن ها را تکمیل ،درست وتقویت کنید.نمی شود روی یک فندانسیون ضعیف بنای عالی ساخت.نمی شود با این استدلال که اینها زیر خاک است وکسی نمی بیند آن را رها کنی، بنابراین اگر بنایی روی این فندانسیون ضعیف بسازی ،ولو چند صباحی بالا برود،فروخواهد ریخت؛ چون زیر ساختش قوی نبوده است.بنابراین هر چه شما دروس قبلی را بهتر خوانده باشید، درس خارج برای شما آسان تر می شود.

اولین روزی که با حضرت آیت الله جوادی آملی حفظه الله آشنا شدم ،چون ما آشنایمان وحتی به یک معنی رفاقتمان قبل از شاگردی من نزد ایشان  بوده است ؛ از همان اول ایشان به من لطف کردند و با اینکه من هنوز شاگردشان نبودم، بعد شاگرد ایشان شدم؛ مطالبی را به من گفتند، اولین چیزهایی که همان روز اول به من فرمودند، یکی این بود که فرمودند: من خیلی طول کشید که سطح را بخوانم ،نه سال طول کشید. حضرت آیت الله جوادی آملی یکی از نوادر است ،که من در طول عمرم با ایشان برخورد کردم ،نابغه کم است، ایشان از نوابغ است، فوق العاده استعداد قوی دارد، ایشان فرمودند: من خیلی سال طول کشید که سطحم را خواندم، ولیکن وقتی به خارج رسیدم ،دیگر درس خارجی که من را به راحتی اقناع بکند نبود،بسیاری از درسهای خارجی که من می رفتم، می دیدم که من خودم اینها را بلدم، تا اینکه خیلی جستجو کردم وبه درس آقای داماد که رسیدم ،دیدم در این درس برای من یک مطالبی دارد، که آن جا شاگردی کردم.

عامل واقعی،توفیقات الهی

البته آن چیزی که مهم است وواقعا اهمیت دارد، توفیق الهی است، ولی توفیق الهی را هم  باید جستجو کرد«ادعونی استجب لکم»؛ آب کم جوی، تشنگی آور به دست ،اگر این تشنگی را بدست بیاوری ،آن وقت از بالا وپست  می جوشد .اگر ما تلاش وکوشش بکنیم ، خداوند هم توفیقات خاصش را رفیق راه ما می سازد. حتی پیغمبر خدا(ص)برای هدایت مردم آن قدر تلاش ودعا می کرد که از خستگی پاهایش ورم می کرد ،گاهی می افتاد وزیر بغلش را به سقف می بست تا نیفتد و بتواند بایستد.پیغمبر خدا زحمت کشیده، بدون زحمت نبوده؛ حالا ما می خواهیم بدون زحمت مجتهد شویم ومی گوییم اگر خدا بخواهد ما مجتهد می شویم ،اگر قرار بر خواستن خدا بود، که نیاز به این همه درد سر نبود. بنابراین عزیزان، از این فرصتهای کمی که دارید استفاده بکنید.

 من همیشه به طلبه ها می گویم خوب درس بخوانید، ضرر نمی کنید، سعی کنید در هر درسی که شرکت می کنید، خوب درس بخوانید، خودتان را گول نزنید، حضور فیزیکی،رفت وآمد سر کلاس واَدای درس خواندن، به قول آیت الله بهاء الدینی با بازیگری به جایی نمی رسید؛ کسی که درست درس نخوانده وتقوای الهی را رعایت نکرده اگر فکر می کند که به جایی می رسد، توهمی بیش نیست.

اما مطلب دیگری که باید اشاره کنم اینکه به نظرم برای بعضی مفهوم درس خارج درست روشن نیست ،فکر می کنند با مدتی حضور  در درس خارج مجتهد می شوند، در حالی که اینگونه نیست ،سی سال هم در درس خارج بنشینی مجتهد نمی شوی،با صرف حضور در درس خارج کسی مجتهد نمی شود، برخی فکر می کنند که اگر مثلا کتاب الحج به پایان برسد، مجتهد می شوند، در حالی که پایان رسیدن کتاب ومدت زمانی که در درس خارج شرکت می کنی، ربطی به اجتهاد ندارد، بلکه شما باید خودتان به اجتهاد برسید ؛درس خارج یک نوع راهنما است، مدرس درس خارج ،کاری که در واقع انجام می دهد، این است که خودش اجتهاد می کند واجتهاد خودش را به شما توضیح می دهد،به این صورت که می گوید: من چگونه دارم اجتهاد می کنم، تا این فتوی بدست بیاید، تا شما یاد بگیرید. اما اگر شما بنشینی و به او نگاه بکنی که او دارد اجتهاد می کند، شما مجتهد نمی شوی، من همیشه به دوستان یک مثال عرض می کنم ،می گویم :کسی که می خواهد کوه نوردی یاد بگیرد، مربی به او می گوید اگر می خواهی کوه نوردی یاد بگیری باید کفش مخصوصی بپوشی، اینگونه پایت را بگذاری، با این زاویه پایت را بگذاری، در جایی که نیاز داری به حمایتی ،اینگونه میخ را بکوبی، اینگونه طناب را رد کنی و گره بزنی؛آن مربی خودش این  کارها را انجام می دهد ومی رود بالا؛ ما هم نشسته ایم پای کوه می بینیم که این مربی کوه نوردی دارد می رود به بالا، حالا آیا این معنایش این است که اگر او رسید به بالا، ما کوه نورد می شویم ،نه اینگونه نیست! بلکه ما هم باید زحمت بکشیم ،ما درابتدا نمی توانیم کفش را درست بپوشیم، نمی توانیم میخ را چگونه بزنیم، نمی دانیم چگونه باید از طناب استفاده کنیم، اما باید تمرین کنیم، تا یاد بگیریم ،این ها یک فن است، اینگونه نیست که دانستن این امور کافی باشد، باید این ابزار را بکار گرفت تا در بکار گرفتن این ابزار مسلط بشوی؛ بنابراین شما باید پا به پای بحث فکر کنید،  قبل از بحث پیش مطالعه کنید،پیش مباحثه کنید.تا هنگامی که در کلاس شرکت می کنید، ببینید می توانید نظر استاد را عوض کنید یا خیر!

این جنگ ودرگیری است که باعث می شود انسان یاد بگیرد چکار بکند والّا اگر ما بنشینیم آن جا، استاد کار خودش را انجام می دهد، ما هم نگاه می کنیم، می گوییم چه کار خوبی! چه فتوای خوبی! برای همین است که خیلی ها که درس خارج می روند به صورت طبیعی می شوند مقلد استادشان وهر چه او فتوی می دهد می پذیرند ،این معلوم می شود که این افراد خودشان خیلی کار نمی کنند والا نمی شود که همه جا نظر شما با استادت موافق باشد، بالاخره شاید یک چیزی به ذهن من برسد که به ذهن استاد نرسیده است.

تهیه وتنظیم:مجتبی محیطی