مدرسه خدا
هر کدام ممکن بود تاویل و تفسیر خود را داشته باشند و ای بسا گمراه شوند. معلم آخری برخی از مطالب این جزوه را توضیح داد و سیل علاقه مندان به مطالب ناب این جزوه هر روز فزونی می یافت.
این معلم در جلسات مختلف آموزشی به دانش آموزان یادآور می شد که قرار است روزی ماموریتش بسر آید و از این مدرسه برود. در بین دانش آموزانش یک نخبه بود که از محضر او تلمذ می کرد.
این معلم رئوف قبل از اتمام ماموریت دانش آموز نخبه را به عنوان جایگزین خود انتخاب کرد تا پس از او به بقیه دانش آموزها این جزوه کامل را توضیح دهد. اما دانش آموزهای شرور آمدند و نگذاشتند او به بقیه درس بدهد.
خودشان جای او را گرفتند. افرادی که حتی درس اول را هم نمی فهمیدند چه جوری می خواستند جزوه ای به این وزینی را توضیح دهند. روزگار گذشت تا این که دانش آموزها خیلی هاشون در کلاس این بی مغزها گمراه شدند.
عده ای از دانش آموزها آگاه بودند این به اصطلاح معلم های دروغی را بیرون کردند رفتند سراغ نخبه. نخبه وقتی اصرار دانش آموزها را دید حاضر شد بیاد و تمام جزئیات جزوه را که می دانست به بقیه یاد بدهد.
اما شرورها آروم ننشستند و بقیه را از نعمت وجود او بی بهره گذاشتند. او قبل از رفتن دانش آموز دیگری را که از محضر این نخبه و معلم آخری تلمذ کرده بود به عنوان جانشین خود انتخاب کرد.
او آمد و تلاش خود را کرد ولی باز شرورها آروم و قرار نداشتند تا این که او را نیز به راه معلم آخری و نخبه اولی فرستادند. نخبه ها یکی پس از دیگری اومدند و رفتند اما شرورها نه خودشان از جزوه چیزی فهمیدند و نه گذاشتند کسی آن را کامل بفهمد.
هر چند این نخبه ها از کوچکترین فرصت برای آموزش استفاده می کردند و شاگردان مبرزی را تحویل جامعه می دادند. شرورها تصمیم گرفتند نخبه آخری را نگذارند حتی پایش به کلاس درس برسد. نخبه آخری در مدرسه است اما در کلاس ها حضور ندارد.
هرکسی بسته به لیاقتش در زمینه علم آموزی از محضر او به صورت الکترونیکی (از راه دور) بهره مند می شود. شرورها زمین و زمان را بهم می ریزند اما نمی تونند به او صدمه بزنند چرا که او خودش را به آنها نشان نمی دهد بلکه از پشت کامپیوتر به صورت آنلاین همیشه در دسترس علاقمندان است.
مذهبی -عرفانی