.۳ خواندن دعاى كميل در شبهاى جمعه كه با صوتى دلنشين همراه بود؛
4. قـرائت دعـاى سـمـات در سـاعـت آخـر عـصـر روز جمعه با حضور بعضى از بزرگان و شاگردان و اصحاب خود؛
5. قرائت زيارت جامعه در روز جمعه در كنار مرقد منور اميرالمؤ منين على عليه السلام ؛
6. خـواندن اين ذكر در سجده آخر نمازهاى واجب در هر روز: عبيدك بفنائك يا لا اله الا انت سـبـحـانك انى كنت من الظالمين ؛ بنده بى مقدارت بر درگاه توست ؛ اى كه معبودى جز تو نيست ! منزهى تو! همانا من از ستمكاران هستم !
7. خواندن اين دعا در سجده آخر نمازهاى مستحبى :
يـا عـدتـى فـى كـربـتـى و يـا وليى فى نعمتى و يا غايتى فى رغبتى انت الساتر عـورتـى و الآمـن روعـتـى و المـقـيـل عـثـرتـى فـاغفر لى خطيئتى يا ارحم الراحمين
؛ تو پوشاننده زشتى هايم و ايمنى بخش ترسهايم و درگذرنده از لغزشهايم هستى ، پس از خطاهايم درگذر اى بخشنده ترين بخشندگان !
8. هـنـگـامـى كـه صـلوات مى فرستادند، اين الفاظ را به كار مى بردند: صلى الله عـلى مـحـمـد و آل مـحـمـد و يـا مـى فـرمـودنـد: صـلى الله مـن خـيـر قائل عليه و الاطهار من آل غالب .
9. هـر روز صـبـح ، هنگام خروج از منزل ، پنج بار آية الكرسى و نيز تسبيحات حضرت زهرا (س ) و سوره هاى ناس و فلق را قرائت مى فرمودند.(41)
بـر طـبق روايات و احاديثى كه از پيشوايان معصوم عليه السلام به ما رسيده است ، مسير زنـدگـى انـسـان را دگـرگـون كند و شخصيت شيطانى فرد را به شخصيتى ملكوتى و الهـى تـبـديـل نـمـايـد. تفكر، آينه خرد را جلا مى دهد(42) و انسان را به سوى كردار شـايـسـتـه سازد.(43)

امير مؤ منان ، على عليه السلام در فضليت اين كرامت اخـلاقـى مـى فـرمـايـنـد:

التـفـكـر فـى ملكوت السماوات و الارض عبادة المخلصين ؛ انديشه در ملكوت آسمانها و زمين ، عبادت بندگان خالص خداوند است .(44)
ديـده عـبرت بين مرحوم آيت الله قاضى ، اين انسان وارسته از دنيا و تجملات ظاهرى آن ، وى را به قبرستان وادى السلام در نجف اشرف مى كشاند تا ساعتهاى مديدى را به تفكر و مـكـاشـفـه بـپـردازد و هـر چـه بـيـشـتـر دل از دنـيـا كـنـده ، جـمـال دوسـت را مـشاهده نمايدقـرائت قـرآن و دعا، بخش مهمى از اعمال روزانه مرحوم قاضى بود

عبادت كليد بندگى است و قرآن راهنماى عابدان است و چگونگى عبادت را مى آموزد.

از آيـت الله سـيـد عـلى قـاضـى چـنـيـن نقل فرموده اند: اگر من به جايى رسيده باشم ، از دو چيز است : قرآن كريم و زيارت سيدالشهداء صلوات الله عليه .(38)

.