شرط مهم سير و سلوک توحيدي
بعد از بحث روش سير و سلوک توحيدي و خداشناسي نظري و عملي که متن دين است, وارد بحث ولايت مي شويم مبحثي که کاملا چسبيده به توحيد است و بدون آن حرکت در اين مسير ممکن نيست. همه ما مي دانيم که پيامبر خاتم (ص) دعوت خود را با توحيد آغاز کرد
و فرمود: قولوا لا اله الا الله تفلحوا,
يعني از طريق توحيد و خداپرستي و نفي شرک و کفر است که به رستگاري مي رسيد, ولي سير و سلوک و رفتن در راه توحيد و خدايي شدن بدون تمسک به ولايت انبيا و اولياي معصومين (ع) و رهبران حقيقي و علماي رباني دين در زمان غيبت معصوم (ع) ممکن و شدني نيست. مهمترين دليل حقانيت شيعه هم همين است. مذهب شيعه با وجود ولايت است که مي تواند به عنوان يک مذهب کامل راهگشا و نجات دهنده بشر باشد.
دين اسلام در قرائت شيعي آن دو محور اساسي دارد که عبارت است از توحيد و ولايت. توحيد متن دين است و ولايت مفسر و مجري آن در جامعه. توحيد بدون ولايت دچار افراط و تفريط مي شود. مشکلاتي که امروزه غربيان دچار آن هستند, ناشي از نفي توحيد و گرايش به کثرت گرايي است و انحراف و افراطي گري اهل سنت به خصوص وهابيت حاصل نفي ولايت و درک غلط توحيد است.
مهمترين منبعي که به صراحت اين مطلب را بيان کرده است, حديث معروف سلسله الذهب است. اين حديث در منابع فراواني آمده و از احاديث معروف و متقن شيعه است. سلسه الذهب گفته اند چون سلسله سند آن شامل تمام معصومين(ع) قبل از امام هشتم (ع) مي شود تا مي رسد به رسول خدا (ص) و آن حضرت مي فرمايد: که خداي متعال چنين فرموده است.
در مسير حرکت امام رضا(ع) به سوي مرو هنگامي که موکب حضرت به شهر نيشابور رسيد, مردم نيشابور که مردمي دانش دوست و مشتاق زيارت حضرت رضا (ع ) بودند. از حضرت تقاضا کردند اندکى توقف فرمايد تا چهره جذاب و متين آن يادگار رسول را ببينند. امام (ع) در حالى که لباس ساده اى بر تن داشت ، در برابر مردم قرار گرفت .
مردم با ديدن آن حضرت بى تابانه فرياد شوق برداشتند. دو نفر از حافظان حديث بنام ابوذرعه و محمّد بن اسلم مردم را به سکوت دعوت کرده و کلمات درربار آن حضرت را براى مردم - با صداى بلند - بيان مى کردند.
حضرت رضا عليه السلام حديثى را که مربوط به (توحيد و يگانگى ذات حق ) است پس از ذکر سلسله سند که به خداي تعالي مي رسيد, بدين سان بيان فرمود: قال الله تعالي: کلمة لا اله الا اللّه حصنى فمن قالها دخل حصنى و من دخل حصنى امن من عذابى, يعنى کلمه طيبه (لا اله الا اللّه) دژ استوار من است ، هر کس آن را بگويد در اين دژ استوار داخل مى شود، و اگر در آن وارد شد از عذاب روز رستاخيز در امان خواهد بود. و سپس هنگامى که موکب آن حضرت مى خواست به راه افتد، براى تکميل اين سخن والا و ارزنده سر از هودج و کجاوه بيرون آورد.
مردم همه متوجه شدند که امام (ع) قصد بيان مطلب مهم و سرنوشت سازي را دارد . بنابراين ديگر بار سکوت بر همه جا حکمفرما شد. امام (ع ) بدنبال حديث افزود: و لکن بشرطها و شروطها و انا من شروطها. يعنى : و امّا به شرط و شروطش (و با اشاره به خود فرمود:) و من از شروط آن هستم .
از اين بيان انتهايي حديث برداشت مي شود که ولايت شرط دين و جزء کامل کننده آن است. پروردگار وقتي على ابن ابيطالب را به ولايت منصوب نمود آيه اكمال را فرو فرستاد: اليوم اكملت لكم دينكم و اتممت عليكم نعمتي و رضيت لكم الاسلام دينا (مائده, 3) در اين روز كامل نمودم براي شما دين شما را و اتمام نمودم براي شما نعمت خود را و راضي شدم كه توحيد ـ توأم با ولايت ـ دين شما باشد.
البته قبل از نصب اميرالمؤمنين به ولايت نيز، خداي متعال در آيه تبليغ به پيامبر چنين خطاب مي كند: يا ايها الرسول بلغ ما أنزل اليك من ربك وان لم تفعل فما بلغت رسالته (مائده, 67) اي پيامبر آنچه به تو نازل شد ـ نصب اميرالمؤمنين به ولايت ـ به مردم بگو اگر تبليغ نكني، رسالت خود را نرسانيده اي .
بنا بر بسيارى تفسيرها ماجراى حديث سلسله الذهب امام رضا با تاكيد روى جملة شرطها و شروطها همان آيه اكمال و آيه تبليغ را يادآوري مي كند و مى گويد:
شرط اساسي كلمة لا اله الا الله پذيرش ولايت و رهبرى امام و در پى آن ولايت فقيه در زمان غيبت معصوم (ع) است, بدون پذيرش ولايت اساسا زنده بودن و مسلمانى و رستگارى اخروى شما زير علامت سئوال است. اين حديث شريف در كتاب هاي متعددي
مانند عيون اخبار الرضا (ج -2 ص 296) منتهي الآمال (ج -2 ص 891) بحارالانوار، (ج 109 -12) حديثه الشيعه (ص 642) و ... درج گرديده است.
شاهد ديگر نيز حديث ثقلين است که در آن پيامبر خدا (ص) چندين بار به خصوص نزديک رحلت خود از اين دنيا توسط آن وصيت کرد و فرمود: "اني قد ترکت فيکم ثقلين، آحدهما اکبر من الآخر: کتاب اللّه عزوجل حبل ممدود من السمأ الي الارض، و عترتي اهل بيتي، ألا انهما لن يفترقا حتّي يردا عَلَيَّ الحوض; من در ميان شما دو چيز گرانمايه و پر ارزش، به يادگار مينهم که يکي از آن دو بزرگتر از ديگري است: کتاب خداوند ـ عزوجل ـ که ريسماني کشيده شده از آسمان به زمين است و عترت خود که همان اهلبيت من ميباشند. آگاه باشيد که اين دو هرگز از هم جدايي نپذيرند تا کنار حوض کوثر بر من وارد شوند."
(اهلبيت در قرآن و حديث، ص 160ـ175.)
قرآن در حقيقت کتاب آموزش توحيد, دين و زندگي توحيدي است و اهل بيت نيز همان ولايت است که مفسر توحيد و کتاب خدا و ضامن اجراي آن در جامعه است. البته در اين مسير بايد توجه کرد که در عصر غيبت امام معصوم ع ولي فقيه در اين زمينه نقش اساسي دارد و همان وظايف ولايت را اجرا مي کند.
نتيجه اينکه: بهترين راه سير و سلوک استفاده از قرآن کريم و اهل بيت(ع) براي شناخت توحيدي خداوند و سامان دهي زندگي توحيدي, تحت رهبري اولياي خدا است که به صورت دو سير نظري و عملي طي مي شود و در نهايت انسان با فنا و غرق شدن در خداوند, به مقصد و مقصود نهايي زندگي خود که شکوفا شدن و عرفان کامل خداوند است, مي رسد.
الحقیر:کاظمی
مذهبی -عرفانی